تاریخ

ما می خواهیم به اجازه از همه شما می دانیم فقط یک کمی در مورد سابقه و هدف سفر ما و تجربه دوچرخه سواری ، به دلیل این که شما ممکن است تعجب اگر ما به آنچه در آن طول می کشد تا در واقع در چنین هدف عظیم و شجاع به عنوان یک دوچرخه سواری در سراسر جهان را است. برخی از افراد فقط بریده نمی شود عشایری و نمی تواند در مقابله با سختی ها از ترک دوستان فوق العاده و خانواده آنها پشت سر ، ترک آسایش و ثبات زندگی انطباق دادن تا امنیت کار خود را ، دادن خود به شانس و تنظیم برای انجام کاری که در ذهن خود می دانند که آنها را فرصت بزرگ از عدم... اما انجام آن به هر حال.

ما هر دو یک بیماری است که فقط می تواند توسط خوانده در پایین جاده درمان ، اقامت در خانه کار 9-5 فقط معتاد به آن را کاهش دهد. برای ما ، این است که شانس طول عمر ، چیزی آن را ما باید انجام دهیم ، هیچ راهی در اطراف آن وجود دارد!

"تنها کسانی که در معرض خطر رفتن بیش از حد احتمالا می تواند از پیدا کردن تا چه حد می توانید بروید." -- TS الیوت

Maarten (30)

من همیشه درهم و برهم در اطراف لذت می برد.. از زمانی که من یک بچه کوچولو کوچک بود من استفاده می شود به پرسه زدن در خیابان ها و خطوط در اطراف خانه قدیمی من به دنبال "عجیب و غریب" در داخل و اطراف محله ام. خوشبختانه اکثر مردم می دانستند که در آن است که سرگردان کمی بور تعلق دارد ، بنابراین من همیشه از سوی برخی از روح نگران بازگشت کردم. امروزه من به خود من است و چیزی وجود ندارد اما من فرشتگان نگهبان به نگه داشتن چشم بر من.. تا کنون خیلی خوب!

پس از اتمام دبیرستان به دانشگاه برای چند سال رفت اما در نهایت مشخص شد که به من گفت که علاقه واقعی من بود با کشف زیستگاه جهانی ما. حداکثر تا آن لحظه من صرف تعطیلات من thumbing راه من در سراسر اروپا ، پیاده روی در کوه ها و لذت بردن از ملاقات با مردمی جدید.. من می خواستم به خارج و تجربه که در تکه های بزرگ! برای یک دوره در حدود 5 سال به من شده اند بالا و پایین جاده.. زندگی و کار در یونان ، Tadjikistan ، ایالات متحده ، roadtrips بزرگ را از طریق بالکان ، خاور میانه ، پاکستان ، آسیای جنوب شرقی ، اتیوپی.. سال را صرف خارج از کشور به من آموخته زیادی در مورد "زیبا N شکننده سیاره کوچک ما در حال زندگی و زیادی در مورد strenghts و نقاط ضعف (به عنوان مثال خود من را یاد بگیرند من ، من می دانم که من می توانم بسیاری از آبجو ارزان ، اما نوشیدن ودکا ارزان ایده بد.. فقط به نام چیزی است)

من احساس می کنم یک خانه بدوش الاغ بد در درون من است که می خواهد شنیده شود وجود دارد.. اگر چه من دوست دارم که در زادگاه من آمستردام با دوستان خوب و خانواده در اطراف ، چیزی بیش از تپه من عاشق بروید و ببینید (هنک ویلیامز آن را قرار داده) وجود دارد که من می خواهم به آن را از هیچ هواپیما ، اتومبیل یا قطار را ببینید.. من می خواهم در snailpace.. گرفتن در مناظر ، بوها ، صداها "فریاد N.. تاریخ و زمان آخرین تابستان هنگامی که دوستان من و به بارسلون رفت دوچرخه ما در حال حاضر به حال oppurtunity به طعم کمی از آنچه در آن احساس می کند مانند و فقط اشتیاق برای بیشتر و بیشتر و بیشتر و بیشتر..

خداوند واقعا من مرد ramblin '................

شان (27)

من در یک جنگل در کانادا بزرگ شد یادگیری درباره طبیعت و کمپینگ به محض این که من قادر به راه رفتن. به عنوان یک جوان من همیشه از هیجان دیدن کشورهای جدید ، رویای ، کیف من را در سن 19 سالگی بسته بندی شده و برای یک زندگی سفر به خانه چپ است. اول پس از سفر در سراسر کانادا ، من نیاز به چیزی بیشتر و تقریبا همه پول نقد من در یک پرواز به Coasta ریکا به سر برد. وجود دارد ، بر خلاف بسیاری از گردشگران ، من پول بسیار کمی برای من تاریخ و زمان آخرین را به مدت 5 هفته ، بنابراین این به معنای غذا خوردن بیرون از خانه و یا اقامت در هتل ها ، مهمانخانه ها ، و یا اقامت بودجه. بیشتر من با زندگی در خارج از موز ، نان و سبزیجات ارزان را از بازارهای محلی ، و کمپینگ به صورت رایگان در سواحل است. بدیهی است اولین گام خوب را به زندگی عشایری.

بازگشت به خانه مسطح شکست بود ، ساخته شده و راه من تا شمال کانادا با یک دوست و به دنبال برخی از کارهای باقی بماند. پس از صرفه جویی در پول نقد به اندازه کافی من بیشتر از آن را در پرواز با یک دوست به استرالیا ، جایی که من برای یک سال کار کردن برای غذا و مسکن در مزارع ارگانیک زندگی می کردند منفجر ، شغل های عجیب و غریب چیدن میوه ، خرید یک ماشین ارزان به زندگی در بیرون راندند و آن را در سراسر کل قاره. اما من هنوز هم اهمیتی نمی دهند گواهینامه رانندگان.

پس از لذت من در زمین پایین زیر "من به آمریکای مرکزی سفر جایی که من زندگی می کردند و سفر در اطراف بلیز ، هندوراس ، گواتمالا و مکزیک. بعد از یک سال وجود دارد و نیاز بسیاری از داستان های بزرگ برای گفتن ، من از جنوب مکزیک hitchhiked ، از طریق ایالات متحده ، به جزیره ونکوور کانادا ، و سپس دوباره در سراسر کانادا به تورنتو hitched.

در حال حاضر در اروپا بوده ام سفر از طریق بسیاری از کشورها برای 3 سال گذشته مسافرت مفتی ، dumpsterdiving ، کمپینگ ، ملاقات با مردم خوب ، کار و شغل فرد است.

دوچرخه سواری

شان در زمان راه دور خود سفر دوچرخه 3 سال قبل است. این قطعا یک تجربه یادگیری برای او است. او دوچرخه های قدیمی را برای 50 € در هامبورگ آلمان خریداری ، برخی از سبد بر روی آن برای کوله پشتی و مواد غذایی خود قرار داده ، گیتار خود را در پشت او عینک و 500km برای آمستردام در یک بعد از ظهر اکتبر آفتابی به رهبری است. دوچرخه اندازه خوب برای او و نیمی از راه را از طریق سفر زانو خود را به صدمه زدن به بد او به سختی قادر به راه رفتن وقتی که او دوچرخه نیست. درجه حرارت در شب رو به انجماد و خواب در امام جواد با کیسه خواب برای تنها + 7 درجه به خود لرز بیدار هر روز صبح قبل از طلوع آفتاب و شروع به دوچرخه سواری خود را فقط به گرم کردن. او نمی دهد و در پایان از طریق باران و درخشش شان به هلند با زانو زخم که او را کمی در مورد آینده دوچرخه سواری خود را دلسرد. اما او آنقدر عاشق این حالت از سفر او تصمیم گرفت برای تست بدن خود را دوباره در 2200km سفر ، از آمستردام به بارسلونا ، این بار با دوستان خود Maarten و یک دوچرخه مناسب است که به اندازه مناسب بود. این bums الاغ بد سفر این سفر را در تنها 21 روز به پایان رسید ، مصرف فقط 2 روز استراحت و دوچرخه سواری به طور متوسط ​​بیش از 100km در روز است. طولانی ترین آنها روز دوچرخه سواری 21hrs راست بود ، طولانی ترین فاصله آنها در یک روز تحت پوشش قرار 140km ، بالاترین درجه حرارت در چرخهی 35 درجه در سایه بود ، و بلندترین کوه عبور آنها چرخهی بیش از 1200m.